..

منتشرشده: فوریه 14, 2013 در بدون شرح

نمی‌دانم از کجا شروع کنم،شاید همین نوشتن پایانِ شروعی‌ست که کرده‌ام!
تا اینجا خودم متوجه‌ی سخنانم نشدم،خیلی وقته کسی متوجه‌ی سخنان من نمی‌شود…
خیلی وقته نگاه‌ها روی من سنگینی می‌کند و سوال تکراری چرا،چرا و چرا از من پرسیده می‌شود…
جواب من نمی‌دانم است،به چراهای گفته شد و بی‌خیال بودن به نگاه‌های سنگین…
این سنگینی آخر کار دستم می‌دهد،این سنگینی آخر کار دستم می‌دهد…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s