زن

منتشرشده: مارس 7, 2011 در بدون شرح


چشمانش را دیدم

خستگی در آن موج می زد

اما ایستاده بود

می دانم چه ها بر او گذشته از آغاز تا کنون!

خودش را جمع و جور کرد،با تمام وجود

دستانش را بلند کرد به نشانه ی …….

روز زن شادباش.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. Mehdi می‌گوید:

    Avalan ba ma beh az in bash
    Dovoman ino be kasi nagia,barchasb sisyasi mizanan bet,
    Sevoman ziba bud

  2. فرناز می‌گوید:

    oh!oh!chiiimiigi!!
    Che ziba,bah bah
    =)

  3. نوشین می‌گوید:

    آنقدر خیس گریه ام که آتش هیچ نگاهی در من نمی گیرد

  4. فیدل کاسترو می‌گوید:

    سلام ارنستو…
    مدتی که نبودم حسابی گل کاشتی…
    نمیگم نوشته هات عالی بودن اما خوب،خوب،مثل همیشه…
    هی رفیق وقتشه دینی رو که به چه گوارا و امثال اون داریم ادا کنیم…
    یادت باشه که حقشه تو وبلاگت درمورد ژاپنی ها هم بنویسی…
    درسته که اونا چشم بادومین و با ما کلی فاصله دارن اما باید فکرمون بزرگ باشه و همه برامون مهم…
    مثل کوروش یغمایی که همه ی بزرگای کشورمون رو میزاره کنار و میگه (مهربون دلاور ما میشل،ای همیشه یاور ما میشل،(میشل استراگانوف خودمون…))
    ببینم چه میکنی…

    • gharibvand می‌گوید:

      درود رفیق.
      اتفاقن توی این مدت هعی می گفتم کجایی و اینا.
      خوشحالم آمدی.
      جاهای دیگه درمورد ژاپن گفتم،اتفاقن در شرف نوشتنش هستم،اگه اونی شد که می خوام می ذارمش.
      بهر ترتیب مسرور شدم آمدی.
      😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s