گذشت، به همين سادگی

منتشرشده: سپتامبر 21, 2010 در خاطرات روزمره
امروز تقويم ذهنی خود را ورق زدم و ديدم تا پايان تابستان،تنها يك روز باقی مانده است.
هر كدام از ما تابستان را به گونه ای گذرانديم و مسلما اين يك روز باقيمانده را نيز خواهيم گذراند.
اول تابستان شايد خيلی از ما برنامه هايی برای اجرا داشتيم كه بنا به دلايلی ، چه درست و چه غلط انجام نداديم و شايد هم انجام داديم، كسی چه ميدونه!
در نظر گرفتن اين گذر شايد از اين جهت مهم باشه كه، همه جور زندگی ميگذرد ، چه ما بخواهيم و چه ما نخواهيم.
زندگی برای ما نمی ايستد تا ما به كارهامان بپردازيم،زندگی مسيرش را بی كم و كاست ميرود و تنها ما سكان هدايت به جلو را در دست داريم.
خيلی از ما ها با اين جمله ی «اين نيز بگذرد» مواجه شديم، و امروز بود كه من فهميدم اين نيز بگذشت، به همين سادگی.
هيچ جايز نيست سر به عقب برگردانيم و افسوس كارهای نكرده ی‌ خود را بخوريم، تنها بايد سر به عقب برگردانيم تا از گذشته درس بگيريم، نه درس ر كه زود فراموش كنيم، درسی كه با آن آينده را بسازيم و بايد بدانيم كه فردا ها ميگذرند و به گذشته تبديل ميشوند، پس فردا را از امروز بسازيم.
چرا كه روزی در قبال فردای گذشته خواهيم گفت:گذشت،به همين سادگی
«نصفه شب بود، از تلاطم ميوه طرح درختان عجيب شد.
رشته ی مرطوب خواب ما به هدر رفت.
بعد دست در آغاز جسم آب تنی‌كرد.
بعد، در احشای خيس نارون باغ صبح شد.»
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s