معظلی به نام فارسی‌1

منتشرشده: ژوئیه 31, 2010 در متفرقه
داستان پس از انتخابات بحث برنگيز خردادماه شروع شد، تقريباً عده كثيری از مردم بدنبال اخبار و ماجراهای مربوط به انتخابات و جناح بندی ها بودند، در اين بين و هياهو شبكه ای جديد به نام فارسی 1 پا به عرصه گذاشت.
در ابتدای امر شبكه ای معمولی به نظر می رسيد، تنها به پخش به موزيك ويدئو اكتفا می كرد، رفته رفته شروع به تبليغ سريال كرد و برای اولين بار در ميان تمامی كانال های فارسی زبان بود كه همچنين اتفاقی صورت می پذيرفت كه با چنين كاری دريچه ای نوين در مقابل شبكه های فارسی زبان گشود.
با نام سريال ويكتوريا نام اين شبكه بيش از پيش بر سر زبان ها افتاد، هر كجا كه می رفتی بحث از اين سريال و ماجراهای اتفاق افتاده در آن بود، فضای كشور هم چنان ملتهب بود، و تا آن موقع هنوز مقامات عكس العملی در قبال اين شبكه كه مغاير با ارزش های موجود بود(؟) نشان نداده بود شايد چون هنوز فضای كشور ملتهب بود.
فارسی 1 هم چنان برنامه هايش را پخش می كرد و هم چنان سكوت بود و سكوت، يكسال از انتخابات گذشت، فضای كشور آرامش قبلی را به دست آورده بود ، تحركی نبود، ديروز امروز فردا ، برنامه ای كه به مسائل سياسی می پرداخت باز هم پخش برنامه هايش را از سر گرفت، اما اين بار با مضمونی متفاوت! از نوع فرهنگی و شروع به كوبيدن شبكه فارسی1 كردند، و اينكه اين برنامه ها بنيان های خانواده ايرانی را هدف قرار داده و باز هم مثل هميشه حرف از دشمنن صهيونيست به ميان آمد كه رييس شبكه شخصی يهودی است.
نكته جالب اين بود كه با پخش برنامه مذكور پارازيت ها بسوی شبكه فارسی 1 روانه شده و تا پايان برنامه ادامه می يافتند، تنها در همين فرجه زمانی!
از بحث های اراائه شده در اين برنامه بايد گذشت چرا كه آنقدر سطحی بود كه كودكی را به خنده می انداخت.
و باز هم اين سوال در ذهن نقش می بندد كه چرا تا اوضاع به آرامی حركت كرد شروع به مقابله با اين شبكه كردند؟، چرا روزهای گذشته پارازيت هایی كه فضای شهرها را فرا گرفته اند به سوی اين شبكه روانه نشده اند؟ آيا امروز بود كه دانستند دشمنی صهيونيستی با اين شبكه به جنگ بنيان های خانواده آمده است؟
و فارسی 1 بر روی هاتبرد قطع شد!
در آن روزها صحبت های سطحی مردم جالب بود كه هر كدام به نوعی بدنبال روشی برای يافتن شبكه بدون پارازيت بودند!
تنها تاسف بايد خورد، آن روزها بحث از چه بود و امروز چه.
روزها می گذشتند و همچنان هر كجا كه فركانس فارسی1 بود پارازيت هم آنجا حضور داشت.
آن روزها همه بدنبال يافتن فركانس فارسی 1 بودند و ماجراهای مربوط به اين شبكه نقل محافل قشر متوسط جامعه بود!
شبكه ای كه همه ا از ساعت 7 شب تا پاسی از شب به پای خود نشانده است.
حال برای آن دسته از دوستان كه به دنبال فركانس اين شبكه هستند:فركانس:10721/سيمبل:22000/H
البته اين فركانس بر روی ماهواره يوتل ست میباشد كه دارای 7 درجه تفاوت با هاتبرد است.
و فركانس:11317/سيمبل:27500/V بر روي ماهواره هاتبرد می باشد.
و باز هم برخوردی دو گانه كه چرا در حال حاظر ديگر شبكه های فارسی زبان كه شروع به پخش سريال كرده اند چرا درگير پارازيت های وحشتناك نشده اند، به مانند PMC و GEM، نمی دانم شايد اين سريال ها بنيان های خانواده را هنوز هدف قرار نداده اند.
آنقدر سوال بی جواب وجود دارد كه بحث در مورد اين مسائل شايد كوچك ترين آنها باشد.
شايد روزی سوال ها هم اسير پارازيت شدند!
Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. انسان سکولار می‌گوید:

    دوست خوبم ممنونم که بدون اینکه انتظار تبادل داشته باشی لینک مرا در وبلاگت گذاشتی این نشان دهنده ی صداقت و درستی توست و بدان که گوگل بی جواب نمیگذارد.این را تازه متوجه شدم . موفق باشیدر مورد پستت هم باید بگویم :بله براستی که عقب مانده هستند آقایان.فقط وقتی کارد به شاهرگشان میرسد نبوغشان شکوفا میشوn.راستی کنترل کلمه لازم است؟

  2. فیدل کاسترو می‌گوید:

    سلاموبلاگ خوبیه اگر میخوای وبلاگت یک خواننده دایمی داشته باشه ازت یه سوال دارم :چرا از ارنستو چه گوارا خوشت میاد؟صرفا به این خاطره که کلی از جوونای آمریکایی پوستر اتاقشون عکس اونه یا…در مورد پای چپ من باید بگم کارت درسته البته کار دنیل د لوییس هم خیلی درسته.فکرکنم تو دارو دسته نییورکی با دیکاپریو بازی کرده بود.خواستی میتونم چندتا فیلم بهت معرفی کنم .در ضمن واقعا فکرنمیکردم از چه گوارا خوشت بیاد.در واقع بهت نمیاد .باجواب به سوال اولم میتونی از خودت دفاع کنی .

  3. M.Moradi Gharibvand می‌گوید:

    درود ب شما دوست عزيز"فيدل كاسترو"جواب سوالت را با ي پست جواب مى دهم البته بعدن چون ابتدا همينجا ب رسم ادب بايد جواب شما را بدهم.چه گوارا را حول و حوش اول دبيرستان بود ك شناختم آن هم با ديدن عكس هايش در دست معترضان، آن وقت بود ك اين سوال در ذهنم نقش بست او كيست!ب سراغ شناختن او رفتم و ديدم چ انسان والايى بوده كسى ك از خود گذشت تا كس ديگرى داشته باشد بيشتر نمى گم در موردش چون از اسم شما پيداست ك در موردش مى دانيد.خاطرات موتور سيكلت پرده ى ديگرى را از زندگى ب سوى من گشود.بعله در دارودسته نيويوركى ها دي لوييس با دى كاپريو بازى كرده.و ي سوال از من حالا از كجا شما حدس زدى ك بهم نمياداز چه گوارا خوشم بياد؟ممنون مى شم جواب بدى و اينكه اسم خودت هم بگى بسيار خوشحال مى شم.در آخر از حسن توجه ات سپاس گذارم.

  4. نیمی از یک مترسک با نیمی از یک بدن باهم پیوند خوردن تا پیکر من شدن .کلاغها هرروز از نیمی از من میترسن و لاشخورها شب روی نیم دیگه میرقصن .سالهاست من حامیه گندمهای تو بودم به زندگیم برای تو خو کرده وجودم .تو از کلبه ی اون دور هر صبح با لبخندی وپیش از خواب هر شب پنجره رو میبندی و من با شیاطین تا صبح میجنگیدم و هر بار پیش از صبح بغزم رو میبلعیدم و تو درست به کسی زندگیت رو مدیونی که مدتهاست از اون هیچ چیزی نمیدونی .سالهاست زندانی آزادی تو هستم قهرمان یا قربانی از این دو واژه خستم .سالهاست پوست گرمی رو با شوق نبوسیدم مدتهاست که توی آب صورتم روندیدم.دلم برای تو برای تو از نزدیک تنگه برای نفس تو یه گوشه تاریک .دلم برای اشک دلم برای خواب دلم برای سیب دلم برای آب دلم برای زن دلم برای تن دلم برای من دلم برای من دلم بیش از هرچیزی برای خودم تنگه و من برای خودم دلم چقدر تنگه و من سالهاست برای خودم دلم تنگه و من چقدر برای خودم دلم تنگه …این آهنگ رو هادی پاکزاد خونده اگه تونستی حتما گوشش کن . امیدوارم خوشت بیاد اسمش هست :for four در ضمن زندگی رو این قدر سخت نگیر (هر چند خودمم مشکل تو رو دارم ) باور کن زندگی به همون اندازه که تو فیلم (امیلی)هست سادست . پیشنهاد میکنم این فیلم رو حتما ببین Audrey Tautou توش بازی میکنه . در مورد اسمم :مهم نیست اسمم چیه مگه غیر از اینه که اسم یه چیزقراردادیه هر اسمی که فکر میکنی باافکارم جور در میاد روم بزار این جوری جالبترهدر مورد چه گوارا : افکارش فوق العادست یعنی میتونیم یه روزی عین اون فکر کنیم؟!فکر کنم از این پستی که برات فرستادم مشخصه که از جوابت تا حدودی راضیم اما فکر میکنی اعمالت رو تونستی مثل چه کنی؟راستی تو پست اصلی نتونستم نظر بدم چرا ،نمیدونم

  5. در جواب سوگ می‌گوید:

    سلام نبودی گفتم دیگه نخواهی بود اما نمیدونستم ….خوابیدی بدون لالایی و قصه .بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه .دیگه کابوس زمستون نمیبینی . توی خواب گلهای حصرت نمیچینی . دیگه خورشید چهرت رو نمیسوزونه . جای سیلیهای باد روش نمیمونه . دیگه بیدار نمیشی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی .رفتی و آدمکا رو جاگذاشتی قانون جنگل رو زیر پاگذاشتی .اینجا قهرن آدما با مهربونی تو تو جنگل نمیتونستی بمونی .دلتو بردی با خود یه جای دیگه اونجا که خدا برات لالایی میگه .میدونم میبینمت یه روز دوباره ، توی دنیایی که آدمک نداره .تسلیت …

  6. M.Moradi Gharibvand می‌گوید:

    بابت هم دردى ممنون/ فراموش كردن بزررگترين راه براى كاستنه درده/

  7. سلاممدتی نخواهم بود میدونی شایدبرای بودن مدتی نباید بود.اما همونطور که قبلا بهت گفتم خواننده وبلاگت خواهم بود پس بنویس و بدون همیشه یه خواننده خواهی داشت.راستی پرسیده بودی از کجا میشناسمت …هم دانشگاهیت هستم …اگه احساس کردی به کمک یه نفر نیاز داری میتونی برام میل بفرستی شاید بتونم دردی از دردات کم کنم… pristings@yahoo.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s