اندكی…………

منتشرشده: ژوئیه 1, 2010 در خاطرات روزمره
درود به همتون
بالاخره امتحانا به خوبی و خوشی تموم شدن و هر كس رفت سراغ زندگيش اميدوارم بره و حال كنه
تو اين مدت خيلی اتفاقا افتاد كه نبايد می افتاد ولي به قول يه بزرگ كه ميگه
10 روزه عمر با همه تلخی انصاف اگر دهيم شيرين است
پس ما به ياد ميسپاريمش
راستی گفتم ياد ياد روزاي خيلي گذشته افتادم و در مقايسه با امروز فهميدم كه هيچ چيز تغيير نكرده اون موقع بادی وزيد و تباه شد حال كه من خواستم باد باشم نسيمی طوفان شد و ما رو از هم پاشوند
آره آقا اين نيز بگذرد من اميدوار بودن رو ديگه به دست باد ميسپارم اميد واسه هر كی كه بهش معتقده خوبه
ما همه اميدامون تباه شد
از خدا 2 كار خواستم كه ولش كن ديگه گذشت

و به اين جمله رسيدم

اندكی صبر سحر نزديك نيست!

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. M.Moradi می‌گوید:

    كسي ك نظر نداد هوه تنبلند

  2. علی رضا سعیدی می‌گوید:

    ای دادا…این کامنت هم محض ابراز وجود بود و بس، این ک میبینمت!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s